همسان خاطره
دراثنای یک تار و پود گره خورده ، مینالم از بی کسی ها
فزاینده باید پریدن
دراین جورجولانگاه ذهنم جای خالی نیست
جهان را شمارش به تعداد ذرات و ذرات
و من حجمی از این جهان را به خود داده ام
و پوسیدگی ها و رنجش و سردرگمی ها برایم تحمل پذیرند
چنان بی سرانجام و کوتاه ، چنان هم بسان خاطره
در پی صلابت سر در گمی آشنا
در شگفت از این همه افکار بیهوده
در گذار از این همه جاپای فرسوده
با صدای مرغ پران می توان فهمید دوسه روزی است فلک بی جان است
آذرماه 1384
0 Comments:
Post a Comment
<< Home